وقتي همسن شما بودم(جواني كجايي كه يادت به خير) هميشه احساس مي كردم يه كاري بايد بكنم، يه كار بزرگ، كاري كه با كارهاي عادي كه بقيه هم كلاسيام انجام مي دن فرق داشته باشه ولي نمي دونستم چي كار و هيچ كس هم راهنماييم نمي كرد چون هيچكس يه نوجوون 14، 15 ساله رو جدي نمي گرفت . بابام هميشه تاكيدش بر نمره ي بالا بود، به همين خاطر بعد از مدتي از شور و حال افتادم و فقط نمرات امتحانام برام مهم بود. فكر مي كردم وقتي دانشگاه رفتم بايد دست به كارهاي بزرگ بزنم . راهنمايي و دبيرستانم رو در مدارس نمونه سپري كردم ولي حتي تو اين مدارس هم بهم نگفتن نوجوونا هم مي تونن كارهاي بزرگي رو انجام بدن شايد هم از خيلي از بزرگ ترها بهتر، چون هم ذهنشون با مشكلات زياد پر نشده و هم اينكه ادعايي ندارن.
(امروز گوينده راديو جمله اي رو گفت كه به نظرم جالب اومد،"بعضي از آدمها نيمه ي اول
(حصرت يا حسرت؟)
عمرشون رو به اميد نيمه ي دوم و نيمه ي دوم رو در حصرت نيمه ي اول مي گذرونن "
1 نمره(10 بار از روش بنويس)
اميدوارم توجزو اين طور آدمها نباشي)
مدارس ما هر كدوم طبق سلايق خودشون عملكردشون رو تغييرمي دن مثلا بعضي از مدارس تاكيدشون بر مسائل مذهبيه، به همين خاطرمعيارشون براي گزينش دانش آموز مسائل مذهبيه ، بعضي از مدارس هم در هنگام ورود هم آزمون علمي دارن، هم مصا حبه مذهبي، تازه بعد از اينكه از 7 خان رستم رد شدي، اگر مدرسش غير انتفايي باشه نوبت خالي شدن جيبهاتون مي رسه.
بعضي از پدر و مادرها هم كه فكر مي كنند با به زور جا دادن بچه هاشون در مدارس خاص، حالا چه با پارتي، چه با التماس، باعث موفقيت بچشون مي شن، ولي نمي دونند كه فرزندشون كه به طور عادي در آزمون ورودي قبول نشده، بعد از مدتي كه بين بچه هاي تيز هوش درس خوند، سر خورده مي شه و همون يه ذره اعتماد به نفسش رو هم از دست مي ده و اگرهم حتي دوباره به مدرسه عادي برگرده، اوني كه مي تونست در اون جور مدارس جزو بهترينها باشه، حالا حتي در همونجا هم به علت اعتماد به نفس پايينش نمي تونه خودش رو خوب نشون بده.
اين به خاطر اينه كه پدر، مادرها فكر مي كنند تنها نشونه ي برتر بودن فرزندانشون درخششون در درسهاي مدرسست، ولي شايد واقعا اينطور نباشه . هر انساني نخبست تا وقتي خودش بخواد. چون بالاخره هر كسي در زمينه اي استعداد داره و اين وظيفه والدين و مدارس و جامعست كه به پيدا كردن زمينه استعدادي بچه ها كمك كنن.
آيا واقعا درسته كه بچه هاي تيز هوش از دانش آموزان عادي جدا بشن ؟؟؟
نظر شما چيه ؟
نظر بنده: اگر دانش آموزان تيز هوش رو در مدارس جدا گانه جمع كنيم، باعث مي شه دانش آموزان عادي در مدارس معمولي، روز به روز از نظر درسي ضعيف تر بشن و دست از بلند پروازي بر دارن. دانش آموران تيز هو ش هم به اين موضوع پي نبرند كه بايد به دوستانشون و كساني كه احتياج به راهنمايي در دروسشون دارند كمك كنن و اين روحيه را در آينده هم حفظ خواهند كرد.
حالا يه جور ديگه به اين قضيه نگاه مي كنيم: اگر تمام دانش آموزان با هر ميزان هوشي كه دارند دركنار هم درس بخونند ، باعث ميشه دانش آموزان تيز هوش يه علت اينكه از ديگران در گرفتن مطالب سريعتر هستند، از پيشرفت كند درسها خسته بشن و گذروندن وقت در مدرسه رو بيهوده بدونند وحتي در بعضي موارد ترك تحصيل كنند اين در حاليست كه بچه هاي عادي با ديدن سرعت بالاي فهميدن برخي از دانش آموزان احساس كمبود كنند و اعتماد به نفس خودشون رو از دست بدند.
در مورد اين موضوع وقتي نظراتتون رو گفتين بيشتر صحبت مي كنيم پس بهتره الان به اين موضوع بپردازيم كه، بچه هاي تيز هوش رو چه جوري تشخيص بديم،
بعضي ها فكر مي كنند دانش آموزان تيز هوش افرادي هستند لاغر با عينكهاي ته استكاني ...
آيا واقعا اينطوريه؟
براي تشخيص كودكان تيزهوش روشهاي متعددي وجود داره:
1_تشخيص با استفاده از آزمونها
آزمونها از معتبر ترين روشهاي شناسايي بچه هاي تيز هوش هستند و انواع مختلفي از اونها به كار برده مي شه كه مسلما شما با برخي از اونها آشنايي داريد. تستهايي كه گاها به صورت شكل و يا سوال مي باشند نمونه هايي از اين آزمون هاست.
2_تشخيص به وسيله معلمان
تشخميص معلم يكي از منابع شناسايي بچه هاي تيز هوش است، به شرط اين كه :
_معلمان با دانش آموزان صحبت كنند و به حرف اونها گوش بدن.
_فقط با دانش آموزان قديمي خود كه گاها ممكن است با والدين آنها هم آشنا باشند ارتباط برقرار نكنند و تك تك بچه ها رو در زير ديد خودشون قرار بدن، حتي اونايي رو كه در نگاه اول به نظر مي رسه بازيگوشن و زياد تيز هوش نيستند، شايد همون افرادي كه مورده بي توجهيه ديگران قرار گرفتند و مي تونستند با جهت دهي درست معلمشون خيلي موفق بشن، كاملا از درس و كلاس زده بشن و فكر كنن در اون رشته استعداد ندارن.
_مشكلات را با آنها به بحث بگذارند و نظرات و استدلالهاي آنها را به دقت گوش دهند.
البته اين مطالبي كه گفته شد در صورتي امكان پذير خواهد بود كه تعداد دانش آموزان يه معلم به حدي باشه كه فرصت كافي رو براي اينجور مسائل داشته باشه و اونقدر مشكلات نداشته باشه (نتيجه اخلاقي رها :" آسايش معلم ها= بچه هاي تيز هوش ناشناس نمي مونن!!!")، كه به جايه اينكه گوشه شنوايي براي حرفهاي بچه ها باشه، بچه ها به مشكلاتش گوش بدن.
به نظر معلمان دانش آموز تيزهوش، دانش آموزي است كه خصوصيات زيررو داشته باشه:
_مفاهيم و آزمايشها را براحتي ياد بگيره.
_مسائل را به تنهايي حل كنه.
_داراي سرعت ادراك و تفكر زيادي باشه.
_در مقايسه با بچه هاي ديگه، داراي توانايي علمي بيشتري باشه.
_سوالات روشنفكرانه اي بپرسه
.
_ابتكار و خلاقيت داشته باشه.
_مسائل رو به مطالب آموخته شده قبليش ربط بده.
_بتونه نتيجه گيري كنه.(آخ جون پس من باهوشم چون در قسمت بالا يه نتيجه گيريه عالي كردم)
_واقعيتها را بسرعت به هم ربط بده.
_به كارهاي زيادي علاقه مند باشه و در اونها مهارت داشته باشه.
3_تشخيص به وسيله والدين
والدين به علت اينكه از هر كس ديگري به فرزندانشون نزديكترن، اطالاعات خوبي مي تونن راجع به اونها بدن، اطلاعاتي راجع به زمينه استعدادي فرزندشون يا سرگرمي ها و علايق اونها و...
ولي نمي شه زياد به حرفهاي والدين اعتماد كرد چون ممكنه در مورد خصوصيات فرزندشون غلو كنند.(قضيه ي اونيه كه از ديوار بالا مي رفت و دست و پاي بلوري و اين حرفها...!!!)
ما را در سایت چرا مدارس تیزهوشان؟ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 86